• info@musicshamim.com

  • شماره تماس :442-80-442

  • ساعت کاری :10 صبح تا 22

بلاگ

مطالب بلاگ...

برچسب ها:

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 اعتراض دختر استاد شجریان به سوء‌استفاده از اعتبارش
مژگان شجریان با انتشار این عکس در اینستاگرامش نوشت: امروز از دوست عزیزی این پست را دریافت کردم که از طرف اینجانب منتشر نشده است. متاسفانه در این روزگار هنوز هم بی وجدان هایی پیدا میشوند که برای رسیدن به خواسته هایشان از انجام اینچنین رفتارهای نادرست ترسی ندارند و به شعور ما و هموطنان خود توهین مینمایند. واقعا برایشان متاسفم.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

جلال ذوالفنون: نود درصد از خوانندگان توانایی تک‌خوانی ندارند
 جلال ذوالفنون: نود درصد از خوانندگان توانایی تک‌خوانی ندارند/آقای شجریان خواننده توانایی‌ست اما فلسفه آواز ما طاهرزاده است
 جلال ذوالفنون از سه‌تارنوازان چیره‌دست و همچنین آهنگساز توانمند معاصر موسیقی ایرانی است که آلبوم‌های “گل صدبرگ” و “آتش در نیستان” به خوانندگی شهرام ناظری، “مستانه (ای دل اگر عاشقی)” با صدای علیرضا افتخاری و نیز آثاری با صدای صدیق تعریف از او به یادگار مانده است.
 جلال ذوالفنون از سه‌تارنوازان چیره‌دست و همچنین آهنگساز توانمند معاصر موسیقی ایرانی است که آلبوم‌های “گل صدبرگ” و “آتش در نیستان” به خوانندگی شهرام ناظری، “مستانه (ای دل اگر عاشقی)” با صدای علیرضا افتخاری و نیز آثاری با صدای صدیق تعریف از او به یادگار مانده است. موسیقی انیمیشن “شکرستان” نیز ازجمله آثار خاطره‌انگیز او در موسیقی ایران محسوب می‌شود.
او در روزهای پایانی سال ۱۳۹۰ و درحالیکه هنوز انتظار می‌رفت آثار ماندگار دیگری را خلق کند، بر اثر عارضه قلبی در بیمارستان البرز کرج درگذشت.

سروش قهرمانلو که سال‌ها همراه جلال ذوالفنون بوده و مهمترین شاگرد او محسوب می‌شود، به همراه عادل حسین کوچک (طراح سوالات) گفتگوی مفصلی را در سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۵ با ذوالفنون انجام داده‌اند که تاکنون منتشر نشده است.

بخش اول این مصاحبه به گفتگو درباره نظرات جلال ذوالفنون درباره خوانندگی و آواز در موسیقی ایران اختصاص دارد که در ادامه می‌آید:
در رابطه با آواز ایرانی و ویژگی‌های آن چه نظری دارید؟

البته باتوجه به اینکه دوره همکاری شما با آقایانی که آواز می‌خوانند به دو مرحله تقسیم می‌شود: ۱- دوره همکاری-۲- دوره عدم همکاری.

در آن دوره همکاری چه ویژگی‌هایی در آواز دیدید که همکاری کردید؟ همچنین اساسا چه تغییری در آواز این آقایان دیدید که دیگر مناسب نمی بینید همکاری‌های دیگری در این زمینه انجام دهید؟
بله، عرض شود که یک اشاره کوچکی به گذشته و تاریخچه قضیه داشته باشیم بعد پاسخ این مطلب را عرض می‌کنم. از زمانی که به خاطر قوت مسائل مذهبی ۱۴۰۰ ساله در ایران؛ به هر علتی موسیقی مورد بی‌مهری قرار گرفت و تحریم‌ها و محرومیت‌ها پیش آمد، ظاهرا یک عده از فرهیختگان موسیقی، راه چاره‌ای برای حفظ موسیقی به نظرشان رسید و آن این بود که بیان موسیقی را از فضای سازی خودش به سمت آواز سوق بدهند. خب علتش مشخص است دیگر؛ برای اینکه آواز شامل خیلی چیزها می‌شود، از قرائت قرآن شروع، اذان و مناجات را شامل می‌شود. خواندن اشعار مذهبی در مراسم خاص نیز هست. ولی در عین حال از نظر کسانی که دید ظاهری دارند {که تحریم کنندگان هم معمولا آنها بودند و جزو قشری‌ها محسوب می‌شدند} هیچکدام از این قضایا جنبه موسیقی ندارد در حالی که اینها نیز موسیقی محسوب می‌شود.
این کار را به هر حال فرهیختگان کردند و اتفاقی که در این جریان افتاد، دو سه جنبه داشت؛ یکی اینکه به حفظ موسیقی کمک کرد. یعنی در واقع مجوزی شد برای حرکت موسیقی و انتقالش به نسل‌های بعد و اتفاق دومش این بود که موسیقی سازی ضعیف شد، چون اگر در این مدت ما موسیقی سازی‌مان ادامه پیدا می‌کرد و قوت می گرفت شاید خیلی بهتر از حالا بود.
حالا بگذریم که در این ۳۰ سال گذشته به خاطر اینکه موسیقی به دانشگاه‌ها راه پیدا کرد و نسل قدیم با دیدگاه جدید کارشان را ترکیب کردند اتفاقات جالبی افتاد؛ ولی بطور کلی رشته‌ی این موسیقی سازی از ۱۴۰۰ سال پیش به این طرف یک مقداری گسسته شد. به خاطر همین یکی از اثراتی که این قضیه گذاشت این بود که مردم موسیقی را دیگر آواز می‌دانستند. دیگر هر کسی یک آواز غرایی می‌خوند به عنوان خواننده پذیرفته می‌شد. تا اینکه رسیدیم به دوران جدید که موسیقی سازی به خاطر وجود رسانه‌هایی مثل رادیو و تلویزیون یک مقداری قوت گرفت. تقریبا در این ۵۰ – ۶۰ ساله اخیر می‌شود گفت موسیقی سازی هم جان گرفت.
ولی موسیقی سازی ما وقتی که جان گرفت، مربی نداشت. مربی‌اش چه کسانی بودند؟ مکتبی وجود داشت که از غرب آمده بود و سراغ چیزای غربی می‌رفتند. یک مقداری رنگ غربی می‌گرفت و یک مقداری سازهای غربی متداول شد؛ همچنین یک مقداری از مایه‌های موسیقایی ما حتی تحت تاثیر آن قرار گرفت. الان ملاحظه می‌کنید که خیلی از فواصل موسیقی ما ممکن است درست اجرا نشود؛ تحت تاثیر اینکه ساز ویولون‌شان یا فلوت‌شان را باید با پیانو کوک می‌کردند؛ خب سازهای رادیو و تلویزیون اینگونه بود و ترکیبی از سازهای غربی و ایرانی بود. در نتیجه آنها (سازهای غربی) که تحت تاثیر (موسیقی ایرانی) قرار نمی‌گرفتند و بیشتر اینها تحت تاثیر غرب قرار می‌گرفتند و ضمنا دیدگاه مردم آوازی شد که قبلا گفتم.
موسیقی ما مربی نداشت. فقط یک عده از نسل گذشته به دنبال موسیقی سازی بودند. یعنی در گذشته دورتر هم بودند البته، از زمان میرزا عبدالله – که هم خودشان نوازنده توانایی بودند و هم اینکه مطالبی را جمع‌آوری کردند؛ دنباله آنها هم که شاگردان درویش خان بودند و مرحوم برومند – اینها موسیقی سازی را یک مقدار حفظ کرده بودند؛ ولی به‌طور کلی به نظر من؛ یک بخش مهمی از مربیان آموزش موسیقی سازی، در حیطه موسیقی سنتی خواننده‌ها بودند.
یعنی خوانندگی بیش از حد فربه شده و نوازندگی بیش از حد تراشیده شده و هم‌عرض نبودند؟
بله، درست است. وقتی که فضا اینگونه شد و براساس موهبت قرار گرفت خیلی‌ها به ناحق وارد فضای هنر می‌شوند. برای اینکه مساله موهبت است دیگر؛ مثلا فرض کنید در یک کارخانه‌ای کاری باشد و بگویند این کار احتیاج به قد بلند دارد؛ یعنی کسانی که کمتر از دو متر هستند نمی‌تونند در این کار شرکت کنند خب یک عده طبعا کنار می‌روند؛ ولی آنها که کنار می‌روند دلیلش این نیست که توانایی ندارند. این یک شانس است. حالا آن کار ممکن است کار زیاد مهمی هم نباشد ولی به هر حال شرایطش طوری است که قد دو متر می‌خواهد. خوانندگی تقریبا اینگونه شد. آدم‌هایی وارد فضای موسیقی شدند که در واقع مایه‌ی هنری می‌توانند داشته باشند یا نداشته باشند. نه اینکه الزاما نداشته باشند مثل افراد دیگر ولی چون کنکور و راه پیدا کردن به این فضا خیلی راحت می‌شود طبعا می‌توانند کسانی وارد بشوند که مایه‌ی لازم را نداشته باشند و این طبیعی است.

ببخشید استاد البته در دوره قاجار هم یک دوره کوتاهی رفتار برخی نوازنده‌ها سبب زنده شدن موسیقی سازی شد؛ درست است؟
بله، همینطور است. نتیجتا شنیدن آواز برای شنونده یا واسطه قرار گرفتن آواز برای دریافت موسیقی رایج شد؛ خب علتش هم معلوم است؛ برای اینکه حنجره؛ چیزی است که همه دارند و همه هم از آن استفاده می کنند. حالا استفاده خوانندگی اگر نکند استفاده گویشی که می‌کند و هر کسی هم بالاخره یک زمزمه کوچکی با خودش کرده و دیده که توانایی حنجره‌اش با آن کسی که به عنوان خواننده مطرح شده، خیلی فاصله دارد بنابراین وجود این تفاوت و فاصله برایش خیلی قضیه مهمی می‌شود. پیش خودش می گوید، این حنجره را که من دارم ایشان هم دارد؛ بعد اینکه من نمی‌توانم اینگونه استفاده کنم و ایشان می‌تواند پس حتما قضیه خیلی مهمی است. غافل از اینکه این یک موهبت است؛ حالا ممکن است درمورد چشم هم این قضیه باشد. ممکن است شما چشم ۱۰/۱۰ داشته باشید و آن خواننده نداشته باشد، یا مثلا شما قد بلند داشته باشید و او قدش کوتاه باشد. اینها موهبت‌های طبیعی است ولی چون توجه زیاد به آواز بوده اینها را به حساب هنر گذاشتنه‌اند.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

نگاهی به سینمای وودی آلن در سینماتک خانه هنرمندان

۴ فیلم از وودی آلن در سینماتک خانه هنرمندان ایران به نمایش در می‌آیند.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما به نقل از روابط عمومی خانه هنرمندان ایران، سینماتک خانه هنرمندان ایران در چهار برنامه آینده خود به سینمای وودی آلن، کارگردان برجسته آمریکایی می‌پردازد.

دوشنبه ۱۹ تیر ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه فیلم «آنی هال» محصول سال ۱۹۷۷ به نمایش در می‌آید. پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور محسن آزرم برگزار می‌شود.

فیلم سینمایی «زلیگ» محصول سال ۱۹۸۳ دوشنبه ۲۶ تیر ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه به نمایش درمی‌آید. پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور امیر پوریا برگزار می‌شود.

روز دوشنبه ۲ مرداد ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه فیلم «زن و شوهرها» محصول سال ۱۹۹۲ به نمایش در می‌آید. پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور نوید پورمحمدرضا برگزار می‌شود؛ و روز دوشنبه ۹ مرداد نیز از ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه فیلم «جادو در مهتاب» محصول سال ۲۰۱۴ به نمایش درمی‌آید. پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور مهرزاد دانش برگزار می‌شود.

فیلم سینمایی «زلیگ» محصول سال ۱۹۸۳ دوشنبه ۲۶ تیر ساعت ۱۷ و ۳۰ دقیقه به نمایش درمی‌آید. پس از نمایش فیلم نیز نشست نقد و بررسی با حضور امیر پوریا برگزار می‌شود.

هر ۴ فیلم به زبان اصلی و با زیرنویس فارسی نمایش داده می‌شوند.

برچسب ها:

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

بخش سنتی هزار صدا با داوری متبسم، تاج و اراضی برگزار می‌شود

بخش سنتی برنامه هزار صدا، امروز در حالی برگزار خواهد شد که داوری بخش رقابتی این برنامه را حمید متبسم، وحید تاج و ابراهیم اسماعیلی‌اراضی برعهده خواهد داشت.

بخش سنتی هزارصدا در حالی از ساعت 18 چهارشنبه (4 مرداد) در سالن اصلی فرهنگسرای ارسباران برگزار می‌شود که طی آن حمید متبسم در کنار وحید تاج و ابراهیم اسماعیلی اراضی به بررسی و تحلیل آثار گروه‌های شرکت‌کننده و انتخاب گروه برتر خواهند نشست. حمید متبسم (آهنگساز و نوازنده سه‌تار) که دو روز بعد، یعنی ششم مرداد به همراه وحید تاج کنسرتی را برگزار خواهند کرد، برای اولین بار به عنوان داور در برنامه هزارصدا حضور پیدا می‌کنند؛ همچنین ابراهیم اسماعیلی اراضی (شاعر، ترانه‌سرا، منتقد و روزنامه‌نگار) ، پیش از این دوبار به عنوان داور در این برنامه حضوریافته بود. در این برنامه که ششمین برنامه هزارصدا و دومین برنامه بخش سنتی هزارصدا در سال جدید است، حسین علیشاپور هم با نوازندگی سنتور کاوه شفیعی به عنوان خواننده مهمان اجرای برنامه خواهد داشت.

علیشاپور در سال‌های گذشته هم به عنوان داور و هم به عنوان خواننده میهمان، در برنامه هزارصدا حضور داشته است. اول مرداد روز تولد استاد احمد ابراهیمی ‌و دوم مرداد سالروز درگذشت استاد مرتضی نی داود است، به همین مناسبت این برنامه به این دو چهره ماندگار موسیقی ایران تقدیم خواهد شد. هزارصدا برنامه مسابقه استعدادیابی موسیقی در داخل ایران و مسابقه منسجم ساز و آواز برای معرفی صداها و چهره‌های جدید است که هر ماه دوبار و در بخش‌های سنتی و پاپ به مدیریت و اجرای آرش نصیری برگزار می‌شود.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

به یاد افشین یداللهی
 داستان افشین یداللهی و مرگ او در همین جا خاتمه پیدا نمی‌کند. زیرا او یک هنرمند بود. جانمایه‌ی اصلی هنر در خلاقیّت است و خلاقیِت یعنی عصیان در برابر نیستی. هنرمند برجسته‌ترین چالشگر مرگ است و اصلا آفرینش هنری یعنی آن که هنرمند بتواند در یک لحظه معنایی به زندگی ببخشد که پایدار و ماندگار بماند و به این ترتیب تکلیف خود را با مرگ روشن کند.
سخن گفتن از معنای زندگی بدون درنظرگرفتن مرگ امکان‌پذیر نیست. درونمایه‌ی اصلی زندگی بشر از ابتدا تا کنون چیزی جز جستجوی معنا نبوده است. نئاندرتال‌ها در حالی که توانایی مکتوب‌کردن اسطوره‌های خود را نداشتند، در گورها سلاح، ابزار و استخوان‌های حیوانات قربانی‌شده را قرار می‌دادند. این عمل نشان می‌دهد که انسان‌ها وقتی با فناپذیری خود روبرو شدند نوعی ضدروایت آفریدند تا بتوانند به نحوی با مرگ کنار بیایند. از همان ابتدا انسان‌ها در جستجوی معنای زندگی در سایه‌ی مرگ داستان‌هایی را ابداع می‌کردند که به آنها امکان دهد زندگی خود را در یک چهارچوب بزرگتر و گستره‌ی وسیع‌تر قرار دهند و در پناه یک کل نامتناهی وجود خود را معنا کنند. خود این جستجو که بدون نگاه همزمان به مرگ ممکن نبود مبین حضور همیشگی مرگ در زندگی است.
تاریخ مکتوب زندگی بشر نیز ناظر بر آمیزش همیشگی مرگ و زندگیست. فلسفه در اصل بحث در مسئله حیات و ممات است. تاریخ چیزی جز مجموعه‌ای از دفنیات یا روایت‌های سپری شده نیست. ساختار اکثر ادیان در ارتباط با جهانی دیگر شکل می‌گیرد که مرگ دروازه‌ی آن است. بیهوده نبود که سقراط تمامت فلسفه را تاًمل در مرگ می‌شمرد و هگل تاریخ را محصول کنش بشر با مرگ می‌دانست. رابطه‌ی مرگ و زندگی از نگاه اندیشمندان در اشکال متنوع ترسیم شده است. برخی به مشابهت و همخوانی مرگ و زندگی اشاره کرده‌اند و آن دو را اوزان همنوای طبیعت یا ضرباهنگ خلقت دانسته‌اند. بعضی از تقابل آن‌ها سخن رانده‌اند و تضاد میان زندگی و مرگ را بنیادی‌ترین تضاد موجود در هستی به حساب آورده‌اند. کسانی مانند مولوی با نگاهی مثبت یه این تضاد نگریسته‌اند و اشخاصی مانند امپدوکلس و اریک فروم با دیدگاهی اخلاقی زندگی را خیر و مرگ را شر قلمداد کرده‌اند.

آیا مرگی مانند مرگ افشین یداللهی در تایید چنین باوریست؟ چه نسبتی میان زندگی او و مرگ بی‌معنایش وجود داشت. آیا وقتی آیینه‌ی مرگ در برابر شاعر خوش رنگ ما قرار گرفت تصویر زندگی او را منعکس کرد؟ اصلا زندگی افشین چه ربطی به مرگ او داشت؟ زندگی سرشار از شور، شعر، عشق، طنز، مردمداری و احساس تعهد و مسئولیت چه ارتباطی با مرگی پوچ و بی‌معنا داشت؟ بنابراین لازم میدانم بر علیه ضدروایتی که در تمثیل مولوی آمده بنویسم و بگویم این داستان‌ها و شعرها و فلسفه بافی‌ها تا وقتی زنده هستیم و از مرگ دم می‌زنیم شنیدنی‌ست. مولوی جایی دیگر با نگاهی و مضمونی مشابه می‌گوید:
چون جان تو می‌ستانی، چون شکرست مردن
با تو ز جان شیرین، شیرین‌ترست مردن
مرگ آینه‌ست و حسنت در آینه درآمد
آیینه بر بگوید خوش منظرست مردن
گر مؤمنی و شیرین هم مؤمنست مرگت
ور کافری و تلخی هم کافرست مردن
گر یوسفی و خوبی آیینه‌ات چنان است
ورنی درآن نمایش هم مضطرست مردن

برچسب ها:

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

سالار عقیلی و گروهش کنسرت خیریه برگزار کردند

گروه راز نیاز به سرپرستی و خوانندگی سالار عقیلی شب گذشته دوشنبه دوم مرداد ماه از ساعت ۲۰تا ۲۳ در ایوان شمس به استقبال خیرین و حامیان بنیاد خیریه آراسته رفت.
به گزارش باشگاه خبرنگاران پویا، در این کنسرت که عقیلی و نوازندگانش اجرای آن را بر عهده داشتند قطعاتی نظیر مرا رها مکن، سپید یا سیاه، وطنم ای شکوه پا برجا، هانیه، شکوه گل، نگارا، خوشه چین، گلرخ، خون غزل، وطن و ایران اجرا شد.
در این کنسرت خیریه هنرمندانی همچون  امین تارخ، صدیقه بنایی(پوری بنایی) و لاله اسکندری حضور داشتند.
در پایان این برنامه اعضای گروه راز و نیاز به سرپرستی و خوانندگی سالار عقیلی از سوی خیریه آراسته تندیس هایی را به رسم یادبود دریافت کردند.
 امین تارخ در آغاز کنسرت خبر از انتشار آلبومی داد که در آن دکلمه اشعار را بر عهده داشته و سالار عقیلی هم در آن به هنرنمایی پرداخته است.
سالار عقیلی با اشاره به شوق و علاقه نوازندگان در گروه راز و نیاز برای حضور در برنامه گفت: همان لحظه که هنرمندان گروه را در جریان قرار دادم همه با عشق و علاقه پذیرفتند و با افتخار در ایوان شمس به اجرای برنامه پرداختند. این خواننده موسیقی ایرانی در میان دو بخش برنامه از شاعر و ترانه سرای نامدار کشورمان که سال گذشته و تنها چند روز مانده به نوروز از دنیا رفت یاد کرد و با گریه قطعه خون غزل را به دکتر افشین یداللهی تقدیم کرد.

برچسب ها:

آدرس

آدرس :

فلکه دوم صادقیه ابتدای اشرفی. اصفهانی خ سازمان آب شرقی. نبش کوهدشت پ 16 ساختمان سارا واحد 8

شماره تماس :

442 80 442

فکس:

442 80 442

آدرس ایمیل:

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

تصویر

آموزشگاه موسیقی شمیم

خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرها در خبرنامه سایت آموزشگاه موسیقی شمیم عضو شوید.
ثبت

منو اصلی