• شماره تماس :۴۴۲-۸۰-۴۴۲

  • ساعت کاری : ۱۰ صبح تا ۱۰ شب

بلاگ

مطالب بلاگ...

Golpaygani Akbar اکبر گلپایگانی Persianartmusic

امتیاز کاربران

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

گلپا در گفت‌وگو با ایلنا:

کاش زودتر می‌مُردم و اینقدر دروغ نمی‌شنیدم/ دنبال مسببان ممنوع‌الفعالیتی‌ام می‌گردم/ آدم سیاست نیستم

اکبر گلپایگانی می‌گوید: دنبال آن‌هایی‌ست که نگذاشتند صدایش پخش شود. می‌خواهد ببیندشان و با آن‌ها حرف بزند. نه که بخواهد انتقام بگیرد، بلکه می‌خواهد آنقدر به آن‌ها محبت کند که خجالت بکشند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، سفر ‌اکبر گلپایگانی معروف به گلپا از برجسته‌ترین خوانندگان موسیقی اصیل ایرانی را به فرانسه برای حضور در مستندی که قرار است در مورد جهان‌پهلوان تختی ساخته شود، بهانه‌ای می‌کنیم برای دیدار با او. سفری که به تقاضای بابک، تنها فرزند غلامرضا تختی از گلپا برای حضور در مستندی در مورد پدرش انجام می‌شود. تختی وصیت کرده بود گلپا بر مزارش بخواند و او «می‌دونستی که خاک، فرش منه/ رفتی نموندی...» را خواند.

قرار گفت‌وگو با گلپا را رضا مهدوی (نوازنده سنتور، پژوهشگر، مؤلف، منتقد، استاد دانشگاه و برنامه‌ساز رادیو و تلویزیون) برایمان هماهنگ کرد و صحبت‌ با استاد گلپا هم تنها به سفر او به فرانسه محدود نماند.

از آخرین آهنگی که گلپا در سال 57 برای رادیو خواند؛ «بوی گل و بانگ مرغ برخاست/ هنگام نشاط و روز صحراست» شروع کردیم تا به سال 85 برسیم که بار دیگر این صدای جاودان از برنامه‌های موسیقایی چهارمضراب، نیستان و شبستانه رادیو فرهنگ پخش شد، برگ سبز، برنامه شماره 301، «دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز/ مرغِ پر سوخته در پنجه باز است هنوز»، برنامه‌هایی که پیش‌تر صدای استاد ایرج هم از آن‌ها پخش شده بود.

سپس به این رسیدیم اینکه؛ چرا رادیویی‌ها خود را از 57 تا 85 و از 85 تاکنون از این صدای جاودان محروم کرده و می‌کنند و هیچ گاه هم توضیحی بابت آن نداده و نمی‌دهند؟

در ادامه به دو کلمه‌ای رسیدیم که گلپا گفت اگر عمری داشته باشد می‌خواهد در موردشان کتاب بنویسد؛ معروفیت و محبوبیت. دو کلمه‌ای که گلپا تاکید می‌کند نباید با هم یکی‌شان گرفت. او می‌گوید بارها و بارها برای اجرا در تالار رودکی دعوت شده است اما درحالی‌که چشمش پُر می‌شود، می‌پرسد: بروم چه بگویم، جز این است که بروم آن بالا، دلم بسوزد که موسیقی‌مان به این حال افتاده و گریه‌ام بگیرد؟ جز این چیز دیگری هست؟!

آنچه در ادامه می‌خوانید حاصل گفت‌وگویی است در خانه‌ای یک طبقه با نمای سفید در فرمانیه با گلپا در حضور همسر وفادارش؛ گلرخ گرایلی.

از 57 تا 85، از 85 تا 97، چرا رادیو خودش را محروم کرده و می‌کند؟!

اکبر گلپایگانی در مورد آخرین قطعه‌ای که برای رادیو خواند توضیح داد: سال 57 بود، آخرین قطعه‌ای که برای رادیو خواندم یک بیات اصفهان بود؛ «بوی گل و بانگ مرغ برخاست/ هنگام نشاط و روز صحراست»، نزدیک عید بود و این را برای عید خواندم که جلویش را گرفتند و گفتند نمی‌شود پخش کنید، حالا بعدا پخشش کردن یا نکردن را من دیگر نمی‌دانم، من کارم را کردم.

او با گذر از یک فاصله 28 ساله به سال 85 رسید و گفت: این گذشت تا سال 85. قبل از این که ماجرا را تعریف کنم باید بگویم که آقای مهدوی، جگر عجیبی دارد. او وقتی در رادیو فرهنگ بود اصلا این حرف‌ها را قبول نداشت که پخش صدای فلانی و بهمانی ممنوع است. او بود که بعد از انقلاب «هنوز» را که آهنگسازش پرویز یاحقی بود و شاعرش عماد خراسانی، از رادیو پخش کرد؛ «دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز/ مرغِ پَر سوخته در پنجه باز است هنوز». بعد از اینکه مهدوی این کار را کرد بقیه فهمیده بودن که من همان آوازه‌خوان شهر خودشان هستم که به عمد فراموشم کرده‌اند.

گلپا با اشاره به جزئیات این اتفاق توضیح داد: ما در خانه خودمان نشسته بودیم. من نه و نیم شب می‌خوابم، بیست دقیقه به شش هم بیدار می‌شوم. داشتم ورزش می‌کردم، تردمیل می‌زدم که یکهو گلی خانم آمد و گفت مثل اینکه دارند صدای تو را از رادیو پخش می‌کنند! گفتم نه بابا! صدای من را اصلا گفته‌اند پخش نشود! باورم نمی‌شد ولی وقتی گوش دادم دیدم بله! همان آهنگ ماهور است که یاحقی سازش را زد، این یک مدلاسیون هم درش دارد و در یتیمِ سه‌گاه و این‌ها هم می‌رود. من همه این‌ها را دوست دارم و آن‌ها هستند که با من اختلاف دارند، من هم کناری نشسته‌ام، ببینیم این‌ها دارند چه می‌کنند. نمی‌دانم با پخش این آهنگ برای مهدوی هم مشکلی پیش آمد یا نه چون او هم آدمی است که هر چه بکشد، چیزی بُروز نمی‌دهد.

من برای امیرالمومنین هم آهنگ خوانده‌ام، چرا آن را نمی‌گویید؟! بعدا فهمیدم مسئله از جایی دیگر آب می‌خورده و منِ بی‌خبر از سیاست و کار سیاسی اسیر بازی‌های توده‌ای‌ها شده‌ بودم. 

کوچ اختیاری از رادیو پیش از وقوع انقلاب با تهمتی ناروا

او در مورد رفتنش از رادیو، پیش از انقلاب و با آمدن هوشنگ ابتهاج به این رسانه که از سال 1350 تا 1356 سرپرست برنامه «گلها» شد، گفت: آن آقایی که آن زمان به رادیو آمده بود و خودش را شاعر معرفی می‌کرد، یک عده رفتند پیشش و گفتند اگر پرویز یاحقی، فرهنگ شریف، حسن کسایی، جلیل شهناز، امیرناصر افتتاح و... در «گلها» باشند ما هیچ وقت گل نمی‌کنیم! باید جلوی این‌ها را بگیرم و یک برنامه دیگر درست کنیم به نام «چاووش».

او ادامه داد: خاطره‌ای که می‌خواهم بگویم فقط به عنوان سندی است بر اینکه اگر بخواهید برنامه‌ای داشته باشید لزومی ندارد جلوی برنامه بقیه را بگیرید! یادم است قبل از این که این مسائل پیش بیاید یعنی در سال 1349 دکتر منوچهر جهانبگلو، که سنتور هم می‌زد با اسدالله ملک برنامه‌ای راه انداختند به نام «نوایی از موسیقی ملی»، با من هم صحبت کردند که شما بیا در این برنامه بخوان. این ماجرا برای قبل از آمدن هوشنگ ابتهاج و برنامه «چاووش» بود. من به جهانبگلو گفتم چون 17 سال است برای آقای داوود پیرنیا در برنامه «گلها» آواز می‌خوانم، این کار را نمی‌کنم، من آدمی هستم که بر رفاقت متعصبم و جانم را پای رفیق می‌دهم. گفتند پس چه کار کنیم؟! گفتم به نظر من بروید سراغ محمود محمودی‌خوانساری که صدایش بسیار مناسب کار شماست، یکی از قطعات به یادماندنی آن برنامه شد «مرغ شباهنگ» به آهنگسازی اسدالله ملک با شعری از رحیم معینی‌کرمانشاهی در مایه‌ افشاری.  

او ادامه داد: خب! این‌ها آمدند آن را به آن زیبایی درست کردند، آیا گفتند «گلها» را بهم بزنیم؟! خب شما هم برنامه خودتان را درست کنید و «گلها» هم راه خودش را برود. به هر صورت. گفتند نه! ما هم گفتیم خب ما که کاره‌ای نیستیم و خودمان را کشیدیم کنار. ولی آن‌‌ها با من بد کردند و انگ زدند که رفیق شاه است! بعدا پرسیدم و گفتم آقا من می‌خواهم بدانم چه کسی پشت من این حرف‌ها را زده؟! گفتند دوستانتان! من وقتی که فهمیدم دوست از پشت به آدم خنجر می‌زند، گفتم چرا بنشینم که از دوست خنجر بخورم، به جایش خودم را می‌کشم کنار و گفتم من دیگر کار نمی‌کنم و از آن به بعد هم دیگر کار نکردم!

 گلپا افزود: گفتم من برای امیرالمومنین هم آهنگ خوانده‌ام، چرا آن را نمی‌گویید؟! بعدا فهمیدم مسئله از جایی دیگر آب می‌خورده و منِ بی‌خبر از سیاست و کار سیاسی اسیر بازی‌های توده‌ای‌ها شده‌ بودم. 

او در پایان این بخش از صحبت‌هایش گفت: البته بیرون از ایران که می‌روم، دوستانم می‌آیند و برنامه‌هایی با عنوان شب شعر یا زنده کردن یاد موسیقی فاخر «گلها» می‌گذراند و گه‌گداری برای ایرانی‌های مقیم آن جا می‌خوانم، اما نمی‌روم که بمانم چون ایران را دوست دارم. من اگر هر کجای دیگر این دنیا بودم، پول مانند آبی که شیر سماور می‌آید، برایم می‌آمد ولی من ایران را دوست دارم، این جا هم نشسته‌ام و سکوت می‌کنم. من عاشق ایرانم، در ایران به دنیا آمده‌ام و پدر و مادرم همین جا دفن شده‌اند، از ایران بروم دیوانه می‌شوم، به قول خودشان که می‌گویند هُم‌سیک شده‌ای. این هم داستان ماست.

چند سال پیش در یک جلسه‌ای در خانه ما، یکی از آقایان مسئول گفت من به عشق صدای گلپا از شهرستان به تهران آمدم! همسرم گلی به شدت رُک است و همان جا گفت آقا شما دروغ می‌گویی! او گفت چرا؟! گلی گفت شما  اول انقلاب طومار درست کردی که شوهر مرا اعدام کنند!... 

روی خوشی که بعد از انقلاب هم نشان داده نشد  

او در جواب اینکه آیا هیچ وقت از مسئولان پرسیده است که چرا بعد از انقلاب جلوی پخش صدایش را از رادیو گرفته‌اند و می‌گیرند هم گفت: یکی از سوالات من از این بچه‌ها همین است. چون من با همه‌شان رفتاری داشته‌ام به شدت برادرانه و خوب و فکر نمی‌کردم این‌ها با من این کار را بکنند.

گلپا گفت: چند سال پیش در یک جلسه‌ای در خانه ما، یکی از آقایان مسئول گفت من به عشق صدای گلپا از شهرستان به تهران آمدم! همسرم گلی به شدت رُک است و همان جا گفت آقا شما دروغ می‌گویی! او گفت چرا؟! گلی گفت شما  اول انقلاب طومار درست کردی که شوهر مرا اعدام کنند!... طومار درست کرده بودند که این رفیق شاه است، گفتم بابا من رفیقِ امیرالمومنیم؛ «همه درها اگر بسته، در قصر خدا بازه، بگو هو یاعلی مولا، علی مولا سبب‌سازه» چرا این را نمی‌گویی و آن را چسبیده‌ای؟! من مورد توجه همه بودم و از هر کسی خوشم می‌آمد از او آهنگ می‌گرفتم، من از خیلی از هنرمندان آهنگ خوانده‌ام، از انوشیروان روحانی خوانده‌ام، از علی تجویدی خوانده‌ام و... وقتی مثلا خانم مهدخت مخبر شعری دارد به آن زیبایی؛ «دل خرابه، چه خرابی، جای آبادی نمونده...» خب چراکه نخوانمش؟! آن آقا به گلی جواب داد: اشتباه کردم. گلی خانم گفت اشتباه کردی؟! همین؟! 35 سال از انقلاب گذشته، جلوی صدای گلپا را تیرآهن کشیده‌اید. به والله من اگر دنبال مسببان این ماجرا هم می‌گردم، برای این است که آنقدر به آن‌ها محبت کنم که خجالت بکشند.

او ادامه داد: یک بار خانم جِنی که برای جایزه رز طلایی (Golden Rose) که نصیب من هم شد؛ کار می‌کرد، از من پرسید: شما می‌خواهید با این‌ها چکار کنید که با شما این طور کردند؟! گفتم من همه‌اش دنبال این‌ها هستم که ببینمشان و با آن‌ها حرف بزنم. او فکر کرد می‌خواهم ببینمشان که انتقام بگیرم! گفتم نه بابا خانم جنی! من می‌خواهم ببینمشان و آنقدر به آن‌ها محبت کنم که خجالت بکشند. من که همه چیز را گذاشته‌ام کنار، همه چیزم را هم بخشیده‌ام ولی نشسته‌ام که زیر بغل جوانان را بگیرم. من صبح‌ها یک لقمه نان و پنیر و گردو می‌خورم، یک فنجان قهوه یا یک سیب، رفت تا ظهر، یک فنجان سوپ و شب هم میوه‌ای چیزی. من احتیاجی ندارم که بخواهم خودم را بفروشم.

شاگرد ممتاز نورعلی‌خان برومند ادامه داد: با ضربه‌هایی که من خورده‌ام، دیگر حالم آن حال سابق نمی‌شود. می‌نشینم اینجا، یک کسی می‌آید یک حرفی می‌زند و من با خودم می‌گویم کاش زودتر می‌مردم و این‌ها را نمی‌شنیدم. کاش زودتر می‌مردم، الان 85 سالم است، کاش در 80 سالگی، 70 سالگی می‌مردم و اینقدر دروغ نمی‌شنیدم. آخر چقدر به یک آدم دروغ می‌گویند؟! شما وقتی به کسی می‌گویید می‌خواهم این چاقو را فرو کنم در قلبت، شاید دستت را بگیرد ولی وقتی از پشت ضربه می‌زنید، من نمی‌فهمم و دفاعی هم از خودم نمی‌توانم بکنم. من که نه پول می‌گیرم، نه مهمانی و مجلس می‌روم، نه تالار می‌خواهم، دعوت داشتم که بروم ارسباران، ولی برادرم را به جای خودم فرستادم، حسن آقا را. دعوتم می‌کنند که بروم تالار رودکی برنامه اجرا کنم که من اسمش را گذاشته‌ام تالار زورکی. من پایم را هیچ کجا نمی‌گذارم، در خانه‌ام باز است، خانه درویشان است، هر کسی می‌خواهد بیاید و برود ولی من جایی نمی‌روم. من بروم چه بگویم، جز این است که بروم آن بالا، دلم بسوزد که موسیقی‌مان به این حال افتاده و گریه‌ام بگیرد؟! ما چه بگوییم؟!

او ادامه داد: حالا شما بروید بگویید گلپا راهش را عوض کرده و رفته سراغ جوان‌ها. من اصلا جوان‌ها را دوست دارم، نه شما را.

 روایت گلپا از آلبوم «مست عشق» و سکوتی که در سال 82 شکسته شد

گلپایگانی در مورد آلبوم «مست عشق» هم که با انتشار در سال 82 سکوت چندین و چند ساله او را شکاند، گفت: هر دو دختر من دکترند. یکی‌شان ساقی گلپایگانی و یکی‌شان ساغر گلپایگانی. ساقی با کمک یک تیم در حال بررسی سرطان کبد و کلیه است و همسرش هم رئیس یک بیمارستان فرانسوی است. ساغر هم دکترای بورس و آمار و احتمالات دارد و همسرش نوه سیدحسین نصر معروف است، دکتر حافظ نصر. من به دیدن این‌ها رفته بودم و وقتی برگشتم، یک آقایی آمد به من گفت شما بیا برای ما پنج، شش آهنگ بخوان. گفتم آخر من نباید بخوانم. گفت نه مشکلی نیست. گفتم من خودم برای خودم مشکل می‌تراشم، بگذارید من نخوانم. بالاخره راضی‌ام کرد، آهنگ‌ها برای فضل‌الله توکل بود و شعر و آهنگ بسیار بسیار زیبا بود. اسم سی دی هم بود «مست عشق» که اتفاقا در همان سالی هم که منتشر شد، در سال 82 تبدیل به پرفروش‌ترین سی‌دی سال شد. این داستان ما بود. از آن به بعد هم تصمیم گرفتم نخوانم. چون نمی‌دانم مردم چرا عوض اینکه به هم عشق بورزند و همدیگر را دوست داشته باشند با هم اینطور می‌کنند؟! مثل مسابقه‌ای که در آن دو نفر می‌دوند، اگر نفر اول دلش درد بگیرد یا خسته شود یا نتواند ادامه بدهد یک پشت پا هم برای نفر بعدی می‌گیرد که او هم با سر زمین بخورد! تو نمی‌توانی بروی، حداقل بگذار او برود!

بارها و بارها دعوتم کردند که بروم تالار رودکی برنامه اجرا کنم که من اسمش را گذاشته‌ام تالار زورکی. ولی من جایی نمی‌روم. جز این است که بروم آن بالا، دلم بسوزد که موسیقی‌مان به این حال افتاده و گریه‌ام بگیرد؟!

تفاوت محبوبیت و معروفیت

او در مورد دو کلمه‌ای که برایش بسیار مهم‌اند یعنی محبوبیت و معروفیت هم گفت: من بعدا این‌ها را در قالب کتاب خواهم نوشت، اگر عمرم کفاف بدهد. ما باید متوجه دو چیز باشیم. یکی معروفیت و دیگری محبوبیت که معروفیت یعنی چه و محبوبیت یعنی چه؟ خیلی چیزها و خیلی آدم‌ها هستند که معروفند ولی محبوب نیستند. پس ما باید این معروفیت و محبوبیت را توام با هم ببینیم.

گلپا افزود: نکته دیگر این است که شما اصلا این موسیقی را برای چه کسی می‌خواهید و مخاطب شما کیست؟ یک شعری برایتان بخوانم؛ «آن حُسن که با عشق سر و کار ندارد مانند طبیبی‌ست که بیمار ندارد!» آخر طبیبِ بی‌بیمار به چه دردی می‌خورد و حُسن و جمالی که کسی عاشقش نیست و معشوقی ندارد به چه دردی؟! موسیقی بدون شنونده تربیت شده هم همین است. پس ما اول باید برای موسیقی‌مان شنونده تهیه کنیم.

تربیت شنونده‌ای که از پس شنیدن موسیقی فاخر بربیاید

گلپا معتقد است: شما وقتی می‌خواهید یک موسیقی را به مردم ارائه دهید اول باید شنونده‌اش را پیدا کنید. اگر مرحوم صبا را بیاوری با آن عظمت یا مرتضی‌خان محجوبی را یا حسن کسایی را و از این‌ها بخواهید ساز بزنند، این‌ها باید شنونده خوب داشته باشند. چون هر کسی نمی‌تواند آن موسیقی را گوش کند. این‌ها موسیقی فاخر است. برنامه «گلها» یک موسیقی فاخر بود. پس باید شنونده بود، شنونده‌ای که موسیقی بشناسد، شعر بشناسد، با ادبیات آشنا باشد، با خدا آشنا باشد، عاشق خدا باشد، عاشق مردم باشد و آن وقت بنشیند این را گوش بدهد.

همه چیز را گردن خواننده نیندازید

او در مورد اینکه اگر یک موسیقی را هم دوست نداریم یا در سلیقه‌مان نمی‌گنجد فقط و فقط مقصر خواننده نیست، باید چیزهای دیگری را هم درنظر گرفت و به خود اجازه نداد که کار آن خواننده را سطح پایین و بی‌ارزش تلقی کرد، گفت: یک خواننده‌ای آمده مثلا خوانده «کارد سلاخ به دلم، آخ به دلم، واخ به دلم» یا «هوار هوار بردن دار و ندار ما رو»، خب این شعرش بد است وگرنه خواننده‌اش که صدای خوبی دارد و اگر شما یک آهنگ خوب به او بدهید، نمی‌رود این‌ها را بخواند.

گلپا ادامه داد: این‌ها همه دوستان خود ما هستند، مثلا ایرج صدای بی‌نظیری داشت، هم‌دوره من بود، در مدرسه نظام با من همشاگردی بود و یکی از صداهای خوب و قشنگ دوران خودش به حساب می‌آمد حالا اگر ایرادی هم به بعضی کارهایش وارد می‌دانید، چرا آهنگساز را ول می‌کنید، شاعر را ول می‌کنید و فقط یخه خواننده را می‌گیرید؟! خواننده که صدایش عالی است، صدای ایرج از نظر من یکی از صداهای استثنایی است، حالا اگر شاعر آمده به این گفته بخوان «آقا دزده سلام، حالت چطوره، سلام» گناهکارش ایرج نیست که! ایرج هم می‌گوید آقا من می‌خواهم زندگی ام را بکنم. این‌ها خوانندگان خوبی بودند هرچند ممکن است در سلیقه من و شما نگنجند ولی اگر کسی پیدا می‌شد که برایشان بسازد «دل خرابه، چه خرابی، جای آبادی نمونده...» یا «دسته‌های گل نهادن بر مزار من چه سود، در زمان بودنم یک شاخه گل دستم بده»، آیا آدم تکان نمی‌خورد؟! آیا آدم کِیف نمی‌کرد و آیا باز هم به این خواننده‌ها ایراد می‌گرفت؟!

 صدای ایرج از نظر من یکی از صداهای استثنایی است، حالا اگر شاعر آمده به این گفته بخوان «آقا دزده سلام، حالت چطوره، سلام» گناهکارش ایرج نیست که! ایرج هم می‌گوید آقا من می‌خواهم زندگی ام را بکنم

من آدم سیاست نیستم

گلپا در مورد اینکه نه اهل سیاست است و نه آدم سیاست هم گفت: من نه سیاسی هستم، نه اهل سیاست. (به یک تابلو نقاشی اشاره می‌کند) آن تابلو را می‌بینی؟! یک مرد سیاسی آن را برای من کشیده است. محمد نوری‌زاد، بالایش هم اسمش را نوشته است. تابلویش هم استثنایی است، ولی وقتی به خانه من می‌آید می‌داند که بحث سیاسی نداریم، من پشت هیچ کسی حرف نمی‌زنم. برای همه هم دعا می‌خوانم که سالم باشند و اگر مریضی دارند شفا بگیرند. به خصوص از مرضی به نام حسادت و عقده که امیدوارم بگذارندش کنار. حسادت و عقده که آمد، درِ دکان‌‌ هر کسی که می‌خواست کاری نو بکند بسته شد، بعد هم هی گفتند برو شبیه فلانی بخوان، بابا بگذار خودش باشد، بنان خودش بود، فاخته خودش بود، ادیب خودش بود، این‌ها مگر شبیه کسی بودند، می‌گویند برو شبیه فلانی بخوان، شبیه اگر بخواهد بخواند که می‌شود مثل خشت‌سازهایی که پشت سر هم خشت می‌زنند، این داستان ماست.

رفتن به فرانسه برای حضور در مستندی در مورد تختی

او در مورد سفرش به فرانسه برای حضور در مستندی در مورد تختی هم که بهانه اولیه گفت‌وگوی ما بود توضیح داد: تختی با من خیلی رفیق بود و وصیت کرده بود اگر زودتر از گلپا رفتم، گلپا سر خاکم بخواند. عروسی تختی هم فقط من بودم، همسرم، فردین و بدیع‌زاده. وصیت کرده بوده وقتی می‌خواهند در خاک بگذارندش، فلانی یک شعری برای من بخواند. پسرش به من گفت ما داریم یک مستند از آقای تختی می‌سازیم، شما هم بیا که تصویرتان باشد. گفتم خیلی خب می‌آیم و همانی را که سر خاکش خواندم می‌خوانم؛ «می‌دونستی که خاک، فرش منه/ رفتی نموندی/ چرا بخت سپیدو، به سیاهی نشوندی/ می‌دونستی فقط، تو رو دارم/ رفتی نموندی/ چرا مرغِ امیدو، از این خونه پروندی...» (بغض می‌کند) افسوس.... قدر آن‌هایی را که داریم نمی‌دانیم.... ولش کن دخترجان، نمی‌توانم تحمل کنم....

«درویش» نام قطعه‌ای است با صدای گلپا در دستگاه شور براساس شعری از جهانبخش پازوکی که آهنگسازی‌اش هم برعهده پازوکی بود. این قطعه‌ را می‌توانید اینجا بشنوید.

 

اینستاگرام:

 

 

برچسب ها:
Bani Behnam بهنام بانی  ماه عسل Persianartmusic

امتیاز کاربران

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

کلیپ جدید بهنام بانی برای ماه رمضان و برنامه ماه عسل منتشر شد+فیلم

تازه‌ترین ترانه و کلیپ بهنام بانی برای ماه مبارک رمضان و برنامه ماه عسل منتشر شد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، تازه‌ترین اثر  بهنام بانی  با ترانه‌ای از روزبه بمانی و آهنگسازی حامد برداران و تهیه کنندگی احسان علیخانی ساخته و منتشر شده است.

https://static0.ilnanews.com/servev2/ZAOMWy5MzZqt/ZM5NDRbiRT5-eRia8rYz91gRX3vIcoHf7otfNPZWXfo,/%D8%A8%D9%87%D9%86%D8%A7%D9%85+%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C+.mp4

 

برچسب ها:
Concert کنسرت رمضانpersianartmusic

امتیاز کاربران

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

در گفت‌وگو با رئیس شورای نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی مطرح شد؛

برگزاری کنسرت در رمضان تا روز پانزدهم، منع قانونی ندارد

با آغاز ماه رمضان، ناگهان بر اجرای زنده موسیقی در سالن‌های رسمی، نقطه پایانِ نیم‌بندی گذاشته و همه چیز به پایان این ماه موکول می‌شود اما رئیس شورای نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی می‌گوید تا پانزدهم این ماه، هیچ منع قانونی برای برگزاری کنسرت وجود ندارد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نسبت برگزاری کنسرت در ایران و اعیادی که در تقویم رسمی ثبت شده‌اند، همواره تنگاتنگ بوده است و ماه رمضان نیز از این قاعده مستثنا نیست.

با آغاز این ماه، ناگهان بر اجرای زنده موسیقی در سالن‌های رسمی نقطه پایان نیم‌بندی گذاشته و همه چیز به پایان این ماه موکول می‌شود. هر چند تا پیش از رسیدن به شب‌های قدر در نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم این ماه و ضرورت حفظ حرمت آن‌ها، می‌توان از فاصله زمانی افطار تا سحر برای برگزاری کنسرت به خوبی استفاده کرد اما در کشور ما چنین نیست و ظاهرا چنین هم نخواهد بود.

ماه رمضان در دیگر کشورهای مسلمان‌نشن چون هند، مالزی، کویت، ترکیه، جمهوری‌ آذربایجان، نیجریه، مراکش، افغانستان، پاکستان، مصر، اندونزی، تاجیکستان و... ماهی است برای شاد بودن به بهانه حضور در مهمانی‌ای که میزبانش خداست، مهمانی‌ای که طبیعتا چرخ اقتصاد جامعه را هم بیش از پیش می‌چرخاند و به عنوان مثال در ایران در مورد صنعت سینما با طرح اکران از افطار تا سحر رخ داده است.

شروع ماه مبارک رمضان سال 1439 هجری قمری از امروز، پنجشنبه 27 اردیبهشت است و پایان احتمالی آن پنجشنبه 24 خرداد، در این 29 روز، برگزاری کنسرت یا اساسا دست نمی‌دهد یا بسیار کم‌رنگ است. طبق آن‌چه در جدول زیر می‌بینید محمدرضا ظریف، ارکستر داتا، دو گروه موسیقی نواحی خراسان؛ صبا به سرپرستی خلیل شیری و سیمرغ به سرپرستی میثم قومورلو معروف به میثم افشین در قالب نوای غربت موسیقی خراسان در تهران، ارکستر سمفونیک تهران،  یزدان یکرنگیان، کارن سلاجقه و نینا برزگر در قالب شب پیانوی آهنگسازان معاصر ایرانی، حسین علیشاپور و علیرضا برزگر در قالب ساز و آواز در مکتب تهران و حمید هیراد تنها کسانی هستند که در رمضان 97 اجرا خواهند داشت.

نام خواننده یا گروه یا عنوان کنسرت

مکان

زمان

توضیحات

محمدرضا ظریف

تهران- فرهنگسرای نیاوران

پنجشنبه 27 اردیبهشت، ساعت 21  

رسیتال پیانو

با اجرای قطعاتی از شیلر، لودوویکو اینائودی، یان تیرسن، ییروما، هانس زیمر

ارکستر داتا

تهران- تالار وحدت

پنجشنبه 27 اردیبهشت، ساعت 21

میچکا یغمایی (سنتور)،

مهسا لواسانی (تار)،  

مونا لواسانی (مایستر زهی)،

سحر کمالوند (رباب)،

رامین شویدی، امیرهومن محسنی، حسین نظری و داریوش مرادی (خوانندگان)،   

به همراه اعضای ارکستر داتا

نوای غربت موسیقی خراسان در تهران

تهران- تالار رودکی

پنجشنبه، جمعه و شنبه 27، 28 و 29 اردیبهشت. ساعت 21 و 23

تجلیل از عثمان محمدپرست معروف به عثمان خوافی از استادان دوتارنوازی خراسان

و

اجرای دو گروه موسیقی نواحی خراسان؛ صبا به سرپرستی خلیل شیری و سیمرغ به سرپرستی میثم قومورلو معروف به میثم افشین.

 در صورت استقبال مخاطبان و باز شدن سانس های دیگر گروه ژنده پیل به سرپرستی احمد شامی شهدآبادی هم به اجرا خواهد پرداخت.

ارکستر سمفونیک تهران به رهبری شهرداد روحانی

تهران- تالار وحدت

جمعه 28 اردیبهشت، ساعت 21:30

اجرای قطعاتی از 

بتهوون:

اورتور کریولان  اپوس 62

 موتسارت :

سمفونی شماره 40

دورژاک :

سمفونی شماره 9

L. BEETHOVEN :

Coriolan Overture

Op. 62

W. A. MOZART :

Symphony no. 40

A. DEVORAK :

Symphony no. 9

حمید هیراد

جزیره کیش- تالار شهر

پنجشنبه 27 اردیبهشت- ساعت 23:59

 

شب پیانوی آهنگسازان معاصر ایرانی

تهران- تالار رودکی

پنجشنبه سوم خرداد- ساعت 21

نوازندگان پیانو: یزدان یکرنگیان، کارن سلاجقه و نینا برزگر

ساز و آواز

تهران- مکتب تهران

جمعه 28 اردیبهشت- ساعت 17:30

حسین علیشاپور (آواز)،

علیرضا برزگر (سنتور)

ابوالفضل صادقی‌نژاد (رئیس شورای نظارت و ارزشیابی دفتر موسیقی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) در مورد صدور مجوز برگزاری کنسرت در ماه رمضان به خبرگزاری ایلنا گفت: دفتر موسیقی همواره آمادگی دارد با کسانی که متقاضی برگزاری کنسرت در این ماه هستند، نهایت همکاری را انجام دهد ولی یکسری قوانین و مقرراتی هم هست که طبق روال هر سال باید رعایت شود. این قوانین و مقررات عبارت است از اینکه اجرای زنده موسیقی از اول تا پانزدهم ماه مبارک رمضان برابر با دهم خرداد یعنی تا شبِ مبارکِ تولد امام حسن مجتبی (ع) هیچ مشکلی ندارد و درخواست‌ها طبق روال از نظر محتوایی و ارزش موسیقایی بررسی و روال قانونی و اداری را طی می‌کنند اما از شانزدهم رمضان به بعد یعنی از یازدهم خرداد با توجه به نزدیک شدن به شب‌های قدر به شکلی طبیعی از یکسو درخواستی برای برگزاری کنسرت نیست و ازسوی دیگر تقاضایی هم برای تماشا وجود ندارد.

او ادامه داد: طبق دستور علی ترابی و طبق قانون، مانند هر سال تا پانزدهم رمضان هر درخواستی را که برای برگزاری کنسرت به دستمان برسد اعم از موسیقی پاپ و راک، موسیقی اصیل ایرانی، کلاسیک یا نواحی و اقوام بررسی می‌کنیم، هر چند که ترجیح‌مان موسیقی ایرانی، سنتی، مقامی، محلی و نواحی است، چون گمان می‌کنیم مخاطب در این ماه این گونه از موسیقی را بیشتر می‌پسندد ولی اگر کسی هم درخواست برگزاری کنسرت پاپ داشته باشد هم هیچ مشکلی وجود ندارد. هیچ منع قانونی در این زمینه وجود ندارد، اما بعضی چیزها عرف است و گاهی قدرت عرف از قدرت قانون بیشتر است، چون دلی است و با دل رعایت می‌شود نه با اجبار و الزامی که در رعایت قانون هست.

صادقی‌نژاد در پایان گفت: جدا از این، قطعا حفظ حرمت شب‌های قدر؛ نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان هم که امری واجب است و از پانزدهم رمضان که می‌گذریم، برگزاری کنسرت موکول می‌شود به پس از عید فطر اما تاکید می‌کنم تا نیمه ماه مبارک رمضان برابر با دهم خرداد هیچ منع قانونی برای برگزاری هیچ نوع کنسرتی وجود ندارد.

برچسب ها:
Avaz آیین آواز Persianartmusic

امتیاز کاربران

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

در «آیین آواز» مطرح شد:

خودآموختگی در آواز؛ آری یا نه؟

بیست‌ویکمین نشست تخصصی آموزشی و ماهانۀ آیین آواز در حالی برگزار شد که کسالت ناگهانی مهمان ویژه این ماه، ساعتی قبل از شروع برنامه او را به اورژانس کشاند و باعث شد موضوع این نشست از «یک آواز امروزی چگونه باید باشد» به «خودآموختگی در آواز» تغییر پیدا کند.

به گزارش ایسنا، در ابتدای این برنامه اعلام شد حسن گلپایگانی ـ مدرس آواز ـ که قرار بود به عنوان مهمان ویژه «آیین آواز» حضور داشته باشد، به دلیل کسالت به اورژانس منتقل شده اما حال او رو به بهبود است و خوشبختانه خطری متوجه سلامتی او نیست.

بعد هم گفته شد که با غیبت گلپایگانی برنامه رونمایی از کتاب «ردیف موسیقی ایران» به روایت این مدرس آواز و به کوشش حجت عبدی به اولین نشستی که گلپایگانی بتواند حضور پیدا کند موکول خواهد شد.

علی شیرازی ـ کارشناس مجری برنامه ـ سپس توضیح داد که با توجه به حضور مرتضی غزنوی ـ خواننده آواز ـ در سالن و ضمن مشورت با او، هر دو بر سر ارائه بحث با موضوع «خودآموختگی در آواز ایرانی» به توافق رسیده‌اند.

غزنوی در این‌باره اظهار کرد: هنر ایرانی به طور عام، قطعاً نیاز به بهره‌مندی مداوم از استاد به همراه مراقبت از خود و پرهیز همیشگی از بسیاری کارها و چیزهایی دارد که به هنر آدم لطمه وارد می‌کند.

او اضافه کرد: بنا به مصداق شعر ارزشمند مولوی که می‌گوید «هیچ کس از پیش خود چیزی نشد/ هیچ آهن خنجر تیزی نشد. هیچ قنادی نشد استاد کار/ تا که شاگرد شکر ریزی نشد. هیچ آوازی نشد آوای عشق /تا که آن آواز را سازی نشد» من به هیچ عنوان خودآموختگی در آواز ایرانی را قبول ندارم و سخت به وجود همیشگی استاد یا استادانی از رشته‌های مرتبط با موسیقی و آواز در کنار هنرجوی طالب این هنر معتقدم.

در ادامه شیرازی با بیان اینکه به خودآموختگی در آواز ایرانی معتقد است، گفت: معتقدم بخش مهمی از منازل جویندگی در آواز و موسیقی ملی ما با همین خودآموختگی عجین و آمیخته است.

او بیان کرد: چند سال پیش که استاد نادر گلچین هنوز زنده بود برای نگارش مقاله‌ای درباره او برای ماهنامه هنر موسیقی مصاحبه‌ای را ترتیب دادیم. آنجا متوجه شدم که استاد در آواز، هیچ استاد مستقیمی نداشته است. او در آن مصاحبه گفت موسیقی را همین‌طوری ذره ذره و از طریق خواندن مداوم و فراگیری تدریجی گوشه‌ها و دستگاه‌ها به همراه چند نوازنده در شهرشان رشت آموخته است. بعد هم به شیوه استاد متقدم‌تر از خودش یعنی زنده‌یاد بنان علاقه‌مند شده و کم‌کم به آن صدای حریروش و نرم و لطیف دست یافته و شیوه خودش را پیدا کرده است.

شیرازی که عصر ۲۵ اردیبهشت‌ ماه در فرهنگسرای ارسباران سخن می‌گفت، تاکید کرد: منظور من به هیچ وجه خودآموختگی از ابتدای کار یادگیری نبوده و نیست. مگر چند نفر این استعداد شگفت و اقبال بلند را دارند که نادر گلچین بشوند؟ منظور من از خودآموختگی مرحله پس از فراگیری ردیف است که بزرگانی مثل جلیل شهناز و ایرج خواجه‌امیری در پی آشنایی جدی با ردیف موسیقی‌مان این راه را در پیش گرفتند و به چنان جایگاه بلندی رسیدند.

سپس غزنوی گفت: من معتقدم ردیف آوازی ما آنقدر در خودش نکته نهفته دارد که سال‌ها و بلکه دهه‌ها باید با آن ممارست کرد و از آن آموخت؛ بنابراین همچنان مجالی برای خودآموختگی نمی‌بینم.

علی رستمیان، محمدابراهیم ذوالقدر، میلاد کیایی، محمد ملاآقایی، محمدرضا نوابی، منوچهر سهیلی، شیرین حیات‌بخش، علی عظیمی‌نژادان، علی اصغر میرآخوری، آرمان غزنوی، عبدالعظیم زرین‌کوب، علی اصغر فروزان‌فر، منصور رسولی، سعید ناظمی، مسعود میرزاحیدر، محمد قزلباش، امیر شرفیان، علی اصغر حجازی، مهدی صبور، محمود حشمت، مسعود عرب، مهیار سهیلی، حجت عبدی و علی اکبر کهربایی از جمله هنرمندان و فرهیختگان حاضر در این نشست بودند.

در پایان، مجری برنامه اعلام کرد که بیست و دومین نشست آیین آواز از ساعت ۱۸ سه‌شنبه ۲۹ خرداد در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد.

Aghili Salar سالار عقیلی15 Persianartmusic

امتیاز کاربران

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

جزئیاتی از سرودهای تیم ملی فوتبال در جام جهانی از زبان سالار عقیلی/از 11 ستاره‌ای که قرار است بدرخشند تا پَر کشیدن پرچم ایران از بام جهان

سالار عقیلی از جزئیات دو سرودی که برای حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی خوانده است، گفت، یکی با مطلع «گل می‌دمد از خاک وطن در شب میدان، پرمی‌کشد از بامِ جهان، پرچم ایران» و دیگری با نام «11 ستاره».

به گزارش خبرنگار ایلنا، روز یکشنبه (30 اردیبهشت) در تالار وحدت شاهد رونمایی از دو سرودی خواهیم بود که توسط سالار عقیلی در همکاری با ترکیبی از ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی به رهبری شهرداد روحانی به مناسبت حضور تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی خوانده شده است.

عقیلی در گفت‌وگو با ایلنا درباره سابقه همکاری‌اش با ارکستر ملی ایران و ارکستر سمفونیک گفت: من هم سابقه همکاری با ارکستر ملی را در کارنامه‌ام دارم و هم سابقه کار با ارکستر سمفونیک را. سابقه کار کردنم با ارکستر ملی به سال 84 برمی‌گردد، زمانی که رهبری این ارکستر برعهده فرهاد فخرالدینی بود، این همکاری در سال 96 به رهبری فریدون شهبازیان نیز تکرار شد. در مورد ارکستر سمفونیک هم در کنار رهبرانی چون نادر مشایخی و مجید انتظامی بوده‌ام. در سال 85 (2006) کنسرتی به رهبری مشایخی در اوسنابروک و مونیخ آلمان داشتیم که طی آن سمفونی «مولانا» و «فیه مافیه» را اجرا کردیم. با شهرداد روحانی نیز از قدیم رفت‌وآمد خانوادگی داشته‌ام اما اولین بار است که با یکدیگر همکاری می‌کنیم.

او در مورد اینکه آیا در اجرای سرودهای ساخته شده برای تیم ملی قرار است ترکیبی از ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی همراهی‌اش کنند یا ماجرا به گونه‌ای دیگر پیش خواهد رفت، هم گفت: همان‌طور که می‌دانید رَنگ و سازبندی ارکستر ملی و ارکستر سمفونیک اساسا با یکدیگر متفاوتند و در اولی از سازهای ایرانی و سنتی چون سنتور، تار، تنبک، نی و... استفاده می‌شود که بنا بر صلاحدید رهبر کنار هم می‌نشینند و به اجرای آثار ملی می‌پردازند که نشانگر موسیقی ملی ما است. در ارکستر سمفونیک اما با یک سازبندی متفاوت به اجرای سمفونی‌های شناخته‌شده و آثار کلاسیک مطرح جهانی پرداخته می‌شود. در قطعاتی که من برای تیم ملی خواهم خواند سازهای ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی کنار یکدیگر می‌نشینند و شهرداد روحانی رهبری آن‌ها را برعهده می‌گیرد. این همنشینی دو ارکستر به این دلیل است که کاری که ما قرار است انجام بدهیم هم ملی و هم فراملی است و در آثاری که من اجرا می‌کنم به حضور سازهای سنتی هم نیاز است.

او تصریح کرد: این تلفیق قراری بوده که من و ارکستر با هم گذاشته‌ایم اما چون هنوز تمرین مشترکی نداشته‌ایم و فردا، سه‌شنبه 25 یا پس‌فردا، چهارشنبه 26 اردیبهشت اولین جلسه تمرین‌مان خواهد بود، از چند و چون آن اطمینانی صد در صد ندارم. ارکستر اکنون در حال تمرین است و ما هم دو قطعه‌ای را که من باید بخوانم ضبط کرده‌ایم اما هنوز جلسه تمرین مشترکی نداشته‌ایم.

خواننده قطعه بارها شنیده شده «وطنم ای شکوه پابرجا» در مورد جزئیات قطعاتی که برای تیم ملی خوانده است هم گفت: یکی از قطعه‌ها «11 ستاره» نام دارد و از ساخته‌‍‌های بابک زرین است. شاعر این قطعه احسان افشاری، شاعری جوان و مستعد است که من در جمعی شعری از او شنیدم و همان شعر باعث شد دعوتش کنم تا شعر سرود تیم ملی را بگوید. آشنایی ما به یک سال پیش برمی‌گردد، در یکی از جلسات خانه شعر، شعری خواند که به شدت تحت‌تاثیرم قرار داد، بعد از یک سال مجددا دیداری دست داد و از او برای همکاری دعوت کردم. یکی از ابیات این شعر را هم برایتان می‌خوانم؛ «بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره، بعد از هزار و یک شب با همتی دوباره، در صحنه می‌درخشیم با 11 ستاره».

خواننده قطعه «وطنم» با مطلع «نام جاوید وطن/ صبح امید وطن/ جلوه کن در آسمان/ همچو مهر جاودان...» در مورد قطعه دومی که برای تیم ملی خوانده است، توضیح داد: قطعه دوم از ساخته‌های فریدون شهبازیان است در دستگاه ماهور، با شعری زیبا از عبدالجبار کاکایی. این قطعه در فضای موسیقی ملی و سنتی می‌گذرد و با کار اول که ریتم تندتری دارد متفاوت است. در واقع تلاش من این بود که همه نوع سلیقه‌ای را در خواندن این دو قطعه در نظر بگریم. مطلع قطعه دوم نیز به این صورت است؛ «گل می‌دمد از خاک وطن در شب میدان، پر می‌کشد از بامِ جهان، پرچم ایران».  

عقیلی در موردش سفرش به روسیه هم گفت: طبق قرارمان، هر چند که در کشور ما نمی‌شود هیچ چیز را به صورت قطعی اعلام کرد، سه اجرا در روسیه خواهیم داشت که قبل از بازی‌های تیم ملی ایران در شهرهای مختلف این کشور اجرایشان خواهیم کرد.

او در پایان در مورد نظرش نسبت به آن در روسیه بر تیم ملی خواهد گذشت هم گفت: انشاالله با درایت کارلوس کی‌روش، بچه‌هایمان اتفاقات خوبی را رقم خواهند زد و ما هم تخمینی نمی‌زنیم و تنها برای این 11 ستاره دعا می‌کنیم که نتایج خوبی بگیرند. هر چند راه پیدا کردن به جام جهانی و حضور در این رویداد بین‌المللی فی‌النفسه بسیار مهم است.

Yasari Javad جواد یساری Persianartmusic

امتیاز کاربران

Rating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star BlankRating Star Blank

ماجرای خبر مجوز گرفتن «جواد یساری» چه بود؟

در برخی رسانه‌ها و فضای مجازی خبری منتشر شد که روی پوستر یک فیلم کمدی-رمانتیک نام «جواد یساری» به عنوان خواننده آمده و این خواننده کوچه‌بازاری «مجوز» گرفته است. اما دفتر موسیقی این مجوز را تکذیب کرد و تهیه‌کننده فیلم، این موضوع را «حاشیه» دانست.

به گزارش ایسنا، این موضوع درنهایت تکذیبیه دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به دنبال داشت که در آن اعلام شده است «موسیقی فیلم "دشمن زن" با صدای جواد یساری از دفتر موسیقی مجوز ندارد و هیچ پرونده‌ای برای دریافت مجوز آن در این دفتر ثبت نشده است

همچنین  حسین فرح‌بخش ـ یکی از تهیه‌کنندگان فیلم دشمن زن ـ  با بیان اینکه پوستر یاد شده، پوستر اصلی فیلم نیست، به ایسنا گفت: این‌ها حاشیه است، جدی نگیرید. این‌ها را درست کرده‌اند. در پوستر اصلی و رسمی فیلم نام جواد یساری نیامده است که ما آن را انتشار دادیم

او در پاسخ به این پرسش که آیا از صدای یساری در این فیلم استفاده شده یا قرار است استفاده شود؟ بیان کرد: هنوز هیچ‌چیز معلوم نیست

برچسب ها:
شما اینجا هستید

آخرین نوشته ها

25 آذر 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
05 آذر 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
29 آبان 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
28 آبان 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
28 آبان 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
28 آبان 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
19 آبان 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم

دانستنی های موسیقی

31 مرداد 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
30 مرداد 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم

آدرس و شبکه های اجتماعی

آدرس :

تهران - فلکه دوم صادقیه - اشرفی اصفهانی - تقاطع سازمان آب - اول کوهدشت - ساختمان سارا پلاک16 واحد 8

شماره تماس :

۴۴۲-۸۰-۴۴۲

اینستاگرام:

musicshamim

تلگرام:

t.me/music_shamim

تصویر

Map Shamim Music Ltl نقشه آموزشگاه موسیقی شمیم

تازه ترین ها

25 آذر 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
23 آذر 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
21 آذر 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم
05 آذر 1397 / آموزشگاه موسیقی شمیم

خبرنامه

برای اطلاع از آخرین خبرهای سایت لندر در خبرنامه سایت لندر عضو شوید .
ثبت